ميرزا محمد حيدر دوغلات
مقدمه 90
تاريخ رشيدى ( فارسي )
داشت و موفق به ايجاد نظم در ميان نفوس نامتجانسى شد كه هميشه تركيب يك مملكت را تشكيل مىداد . مثلا در 1232 ، هنگامى كه فتنهاى در بخارا واقع شد ، وى به فوريت و جديت عمل كرد و سرزمينش را از يك بلاى ديررس نجات داد . به احتمال كلى وى يك مغول كهنهكار بود ، زيرا مىبينيم كه يساق يا مجموعهء قوانينى را اعمال مىكرده كه چنگيزخان آن را وضع نموده بود و به موقعيت جديد ممالك خود در آن ايام و توسعه مذهب اسلام چنداق اعتنايى نداشت . با اين وجود ، تساهلى منصفانه داشته ، زيرا گفته شده كه در ماوراء النهر وزير مسلمانى به نام جملة الملك داشته ، و در ايام سلطنت او مساجد و مدارسى تأسيس يافته بود . چغتاى علىرغم بىتفاوتى به اسلام و عدم تمايل به مسيحيت ، به واسطه نسطوريان با مذهب اخير آشنا بوده است . اين مذهب در ممالك او و در ممالك برادرش اكتاى كه ظاهرا تسامح زيادى داشته ، برقرار بوده و در پايتخت او قراقروم ، هر نوع پرستشى تشويق مىشد ، از پيروان هر مذهبى نيز در خدمت او حاضر بودهاند - چنان كه بعدا خواهيم ديد اين وضعيت ، مفهوم مهمى براى تاريخ آتى در برداشته است . پايتخت خود چغتاى در آلمالغ قرار داشت كه در دره علياى ايلى در مجاورت محل آن روزى كولجه و بعدها در منتهى اليه شرقى مملكت او ، واقع بود . شايد دليل اقامت او در آنجا ، در آن مكان دوردست ، به جاى اقامت در بخارا يا سمرقند ، ناشى از يك ضرورت بوده است . اعضاى قبايل مغولى او و رعايايش - يعنى پايگاه اصلى قدرت وى - به شدت مشتاق زندگى در مرغزاران بودند : تنها ارزش موجود براى مردان و فاتحان ، آن چيزى بود كه در خيمههاى نمدى نياكانشان مىگذشت ، در ميان گلهها و رمههايى كه در ايام صلح نگاه مىداشتند ، و در عمليات مختلف جنگى آنها را همراه خود مىبردند . در چشم آنها خانهنشينها و شهريان قومى فاسد و زن صفت بودند ؛ - زارعين خاك ، بردگانى محسوب مىشدند كه به منظور گذران بهتر زندگانى پرتجمل خود ، مانند گله در زحمت به سر مىبردند . آنها به خانى كه به زندگانى ارزشمند مردان آزاد به دنيا آمده و « آقايان خانه بدوش » توجهى نداشت ، خدمت نمىكردند ؛ و چغتاى و جانشينان بلافصلش ،